عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
470
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
هشتم طعام گردانيدن از جاى بجاى . نهم سرود [ 1 ] زدن . دهم شتر دوختن [ 2 ] . يازدهم درخت بريدن . دوازدهم هيزم شكستن . سيزدهم آرد سرشتن [ 3 ] . چهاردهم نان پختن . پانزدهم گوشت بريان كردن . شانزدهم آتش افروختن . هفدهم دو بار سوزن زدن از بهر دوختن را . هجدهم دوال بريدن [ 4 ] . نوزدهم جام شستن . بيستم جامه رنگ كردن . بيست و يكم دو حرف نوشتن . بيست و دوم حرف پاك كردن از جاى . بيست و سوم جانور كشتن . بيست و چهارم صيد كردن . بيست و پنجم هيزم آوردن . بيست و ششم آب آوردن . بيست و هفتم خوشه چيدن . بيست و هشتم [ 5 ] جواز گرفتن . بيست و نهم چيزى آس كردن . سى ام درخت نشاندن . سى و يكم بيع [ 6 ] و شرا كردن . سى و دوم كالا بر بها نهادن . سى و سوم از حد ده بيرون شدن . سى و چهارم اندر حد ديه شدن . سى و پنجم كالا از جاى بجاى بردن . سى و ششم جاى گردانيدن [ 7 ] . سى و هفتم زمين كندن . سى و هشتم چيزى از جاى بر كندن . اين همه چيزها برايشان حرام است و همچنين اندر هر جشنى [ 294 ] و عيدى بسيار چيزها برايشان حرام است . و من بجدول آوردم عيدهاى ايشان را همبران جمله كه عيدهاى مسلما ( نا ) ن را گفتم ، و جدول اين است كه اينجا كشيده آيد ، تا معلوم گردد .
--> [ ( 1 - ) ] هر دو : شتر ذ ذ . [ ( 2 - ) ] دوختن در اين جا بمعنى دوشيدن است ، و شايد كلمه ما قبل شير باشد . [ ( 3 - ) ] هر دو : اردشير ستن ؟ ولى آرد سرشتن خمير كردن آنست ( برهان 1124 ) . [ ( 4 - ) ] دوال بر وزن جوال تسمه و بند ركاب و غيره ( برهان 889 ) آيا مراد عدم استعمال ركاب و سواريست ، يا نكشودن بند تنبان ؟ دوال بمعنى عنان هم بود ( مقدمة الادب 397 ) پس مفهوم اول درست خواهد بود . [ ( 5 - ) ] جواز : بر وزن گداز ، شيره كش و معصره و آب دادن به ستور و كشت زار ( برهان 594 ) . [ ( 6 - ) ] اصل : شران ؟ [ ( 7 - ) ] مراد تبديل جاى است .